محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

265

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كسى خواهد بود كه پيش از رسيدن ميوه ، آن را بچيند . » « 1 » ابن ابى الحديد نيز مىگويد : « احتمال دارد كه منظور امام عليه السّلام بيعت سقيفه باشد . » « 2 » ( فإن أقل ، يقولوا : حرص على الملك و إن أسكت يقولوا : جزع من الموت ) چه خلافت را طلب مىكرد و چه آن را رها مىساخت ، مردم دست از سخن خويش برنمىداشتند و سخن آنان چه اثرى داشت ؟ ! مگر نه اين است كه بيشتر مردم يا بسيارى از آنان ، همواره اين چنين بوده‌اند ! و آيا اصلا تاكنون بر رفتارى از خالق يا مخلوق اتفاق نظر يافته‌اند ؟ ! . . . آن كه وجدانى بيدار و باورى استوار دارد ، به سخن وجدان و ايمان خود گوش مىدهد و به هر سخن ديگرى كه خلاف اعتقادش است ، مىخندد ؛ هرچند كه تمام مردم دنيا بر آن باشند . ( هيهات بعد اللّتيّا و الّتي ) على عليه السّلام دلاورىها و كارهاى مخاطره‌آميز فراوانى در بدر و احد و خيبر و احزاب و . . . و در نبرد با مرحب و عمرو بن عبدودّ عامرى از خود نشان داده بود ؛ شب هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در بسترش آرميد و شمشيرها و نيزه‌ها بر كشتن او برافراشته شدند ؛ در لحظه لحظه عمر خود ، مرگ را انتظار مىكشيد و چه دور است از او كه درباره‌اش گفته شود : على عليه السّلام از مرگ هراسيد ! انديشمند چينى گفته است : انسان ستيزه‌جوترين موجود دنيا است و خداوند مىدانست كه موجودى ستيزه‌جو و جدال‌گر مىآفريد : « انسان بيش از هر چيزى به مجادله مىپردازد . » « 3 »

--> ( 1 ) . شرح نهج‌البلاغه ، محمد عبده : 1 / 40 . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغه ، محمد عبده : 1 / 214 . ( 3 ) . وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا كهف / 18 : 54 .